دندان پزشکی
دیزوز دینا دندون پزشکی وقت داشت البته دفعه اولش نبود یه بار 3 ماه پیش یه دندونشو پر کرده بود ودکتر گفته بود3 تا دندون دیگشم خرابه ما هم همون موقع بردیمش ولی هر کاری کردیم رو صندلی ننشست می گفت مامان هدی بشینه من رو پاش بشینم اخه دفعه اول اینجوری دندونشو پر کرده بود ولی ایندفعه خانم دکتر قبول نکرد چون اینبار عصب کشی بود ومی خواست امپول بی حسی بزنه و می گفت خطر ناکه دینا هم قبول نکرد که نکرد ما هم بی خیال شدیم تا اینکه این روزا دندون درد به سراغش اومد و دیگه خودش می گفت بریم کرمای دندونمو در بیاریم قول می دم بشینم
دیروز که رفتیم خودش بدون هیچ حرفی رفت و روی صندلی نشست حتی موقع امپول بی حسی هم هیچی نگفت من که باورم نمیشد تا اخر بی سر و صدا نشست تا کارش انجام شد خانم دکتر هم کلی ازش تشکر کرد و یه دونه تل بهش جایزه داد بابا رضا هم سی دی دیو و دلبر و براش خرید اخه دینا گلی عاشق همه پرنسس هاست خودشم تو بازی هاش همش پرنسس می شه به منم میگه تو پرنس باش





دندان پزشکی
مامان هدی